مرتضى راوندى

347

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مىكرد و به دسته‌بندى و غوعا مىانجاميد و كار به زد و خورد و كشتار مىكشيد . تواريخ آن عصر مملو از اين گونه حوادث است . « 1 » » و پيروان فرق مختلف هريك كتابى در رد عقايد مخالفين خود مىنوشتند . فن « خلاف » يكى از شعب فن جدل است و فن جدل يكى از صناعات پنجگانه منطق مىباشد : ( برهان ، خطابه ، شعر ، جدل ، مغالطه ) اين فن مخصوصا موقعى كه در عالم اسلام ، مذاهب و فرق مختلفه اسلامى پيدا شدند ، و دست به كار تبليغ و نشر معتقدات خود زدند اهميتى فوق العاده پيدا كرد . و به نام فن خلاف و مناظره ، معروف گرديد ؛ و براى اينكه ارباب جدل و مناظره ، موارد اختلاف عقايد را همه‌وقت مستحضر باشند كتابها پرداخته شد . مناظره به معنى اعمال جدل است ، به طريق خاص و علماى اين فن در تعريف مناظره گويند كه عبارتست از نظر و بحث در موضوعى از دو سوى - براى اظهار حقيقت و صواب . و اگر مقصود از مجادله اظهار فضيلت خود ، يا فضيحت ديگرى باشد ، آن را مناظره حقيقى نشايد گفت . . . « 2 » » شك نيست كه رواج بازار بحث و مناظره و آزادى اهل علم در بيان نظر و عقايد خويش ، يكى از عوامل مهم رشد نسبى افكار و انديشه‌ها و ترقى و پيشرفت فرهنگى در قرن پنجم هجرى است . اكنون به مظاهر و نمونه‌هائى از رشد و توسعه زبان و ادبيات فارسى در عهد سلجوقيان اشاره مىكنيم . بدايع و هنرنمائيهاى ادبى بديهه‌سرايى در ادبيات فارسى در ادبيات فارسى « بديهه‌سرايى » مقام و ارزش ذوقى و هنرى خاصى دارد و از عهدهء هر شاعرى برنمىآيد ، به‌طوريكه از چهار مقاله نظامى عروضى برمىآيد ، پس از آنكه « امير الشعراء برهانى » در عهد ملكشاه سلجوقى درگذشت ، فرزند خود « معزّى » را كه او نيز طبعى شاعرانه داشت به ملكشاه سپرد و از سلطان خواست كه وى را در پناه حمايت خود گيرد : من رفتم و فرزند من آمد خَلفِ صدق * او را به خدا و به خداوند سپردم

--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 20 . ( 2 ) . همان كتاب ، ( از ص 22 و 23 . ( به اختصار )